vendredi, septembre 08, 2006
mercredi, septembre 06, 2006
dimanche, septembre 03, 2006
mardi, août 22, 2006
samedi, août 05, 2006
lundi, juin 05, 2006
mercredi, mai 17, 2006
dimanche, mai 14, 2006
dimanche, avril 23, 2006
mardi, avril 11, 2006
vendredi, avril 07, 2006
mardi, avril 04, 2006
dimanche, avril 02, 2006
چشم می گذارم به دیوار کاهگلی حیاط و می شمارم .همه ی ستاره ها قایم می شوند ومن به دنبالشان از روی درخت و خاک باغچه و پشت پشه بند برشان می دارم و به آسمان باز می گردانم، وقتی فکر می کنم برنده شده ام صدای خنده ی ستاره هایی که در حوض افتاده اند را می شنوم . ستاره های خیس فریاد می زنند: بازنده باید دوباره چشم بگذارد...
mardi, mars 28, 2006
samedi, mars 25, 2006
mardi, mars 21, 2006
vendredi, mars 17, 2006
mardi, mars 14, 2006
از آسمان گرد نقره ای می بارید ، فکر کردم ستاره ها خانه تکانی می کنند.
ولی خاک و ناپاکی مال ما زمینی ها بود.این همه گردگیری و خانه تکانی برای
چیست اگر مارا از خاک آفریده اند؟راستی چرا هیچکداممان شبیه خاک نیستیم ؟
شاید آن دم ملکوتی خاک هایمان را تکاند تا ، تا همیشه بگریزیم از هرچه ناپاکی ست.
راستی می گریزیم؟
ولی خاک و ناپاکی مال ما زمینی ها بود.این همه گردگیری و خانه تکانی برای
چیست اگر مارا از خاک آفریده اند؟راستی چرا هیچکداممان شبیه خاک نیستیم ؟
شاید آن دم ملکوتی خاک هایمان را تکاند تا ، تا همیشه بگریزیم از هرچه ناپاکی ست.
راستی می گریزیم؟
Inscription à :
Articles (Atom)